ابراهيم عاملي ( موثق )
117
تفسير عاملي ( فارسي )
در اوّل تسليم كاذبى ، چه اوّل تسليم نمودى كه آفريننده ى تو و عالميانم ، اگر در اين قول صادق بودى حكم كردن از تو چه بر خداوندگار لايق ننمودى . بدين نمط شبهات ابليس و جواب در مطاوى كتاب انجيل و فحاوى خطاب تورات مذكور و مسطور است . تفسير نيشابورى : سبكى آتش كه موجب بىخردى و تكبّر و خودخواهى است و سنگينى زمين كه موجب بردبارى و وقار ، و فروتنى است ، بس است براى باطل بودن قياس شيطان و محكوميّت او . « فَاهْبِطْ مِنْها » 16 مجمع : حسن بصرى گفته است : يعنى فرود آى از آسمان ديگرى گفته است : يعنى از بهشت ، و ديگر گفته است : يعنى فرود آى از مقام شريف و منزلت رفيعى كه براى فرمانبران است بجاى پست و ناچيز آنها كه نافرمان هستند و احكام حقّ را به چيزى نميشمارند . « أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها » 13 مجمع : يعنى در بهشت يا در آسمان جاى گردنفرازى نيست ، كه متكبّر و گردنفراز را در جهنّم جاى ميدهند . « فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ » روح البيان : در اين جمله اشاره است كه اخراج شيطان براى تكبرش بود نه براى نافرمانى ، و در حديث است : « من تواضع للَّه رفعه اللَّه و من تكبّر وضعه اللَّه » و در مثنوى است : علَّتى بدتر ز پندار كمال نيست اندر جان تو اى ذى دلال از دل و از ديده ات بس خون رود تا ز تو اين معجبى بيرون رود علَّت ابليس انا خير بدست وين مرض در نفس هر مخلوق هست گر چه خود را بس شكسته بيند او آب صافى دان و سرگين زير جو چون بشوراند تو را در امتحان آب سرگين رنگ گردد در زمان در تك جو هست سرگين اى فتى گر چه جو صافى نمايد مر تو را و گفتهاند : قاضئى نزد بايزيد آمد و گفت : آنچه تو ميدانى ما نيز ميدانيم ولى اثر آن را ما نمىبينيم ، او گفت : مقدارى پوست گرد و بر گردن خود بياويز ، و در كوچه و بازار